قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی
شما اینجا هستید
» » راهبرد ترامپ در قبال افغانستان،تغییر در قواعد بازی

هنگامی که دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده در سی ام مردادماه سال جاری ( 21 آگوست 2017 ) در کنار تأکید بر خط مشی جدید آسیای جنوبی، با لحنی سخت در ارتباط با پاکستان سخن گفت، احتمالاً بسیاری از ناظران هیجان زده شدند زیرا مرعوب ساختن اسلام آباد توسط یک رئیس جمهور ایالات متحده بی سابقه بوده است.

اغلب این باور وجود دارد که اسلام آباد طالبان را مؤثرترین ابزار برای اعمال خط مشی عمق استراتژیک در افغانستان تلقی می کند. گفته می شود از زمان شکل گیری طالبان در سال 1994 میلادی هماهنگی منحصر به فردی در زمینه سیاست حمایت از طالبان در پاکستان وجود داشته است و حتی حمایت ژنرال مشرف از ایالات متحده پس از حملات یازده سپتامبر نتوانسته است آن را تغییر دهد. پاکستان همچنان متهم می شود که به طالبان و القاعده اجازه داده است تا وارد آن کشور گردیده و پس از سازمان دهی مجدد، دور جدیدی از جنگ را در افغانستان آغاز نمایند. با این حال ظرف یک دهه و نیم گذشته نهادهای امنیتی پاکستان این مسائل را انکار نموده اند.

ترامپ در سخنرانی خود پاکستان را متهم کرد که:" میلیاردها دلار از آمریکا دریافت می دارد و آن را از طریق گروههای ترور در افغانستان تلف می کند. وی گفت آن کشور میزبان تروریست هایی است که که ما با آنها در حال مبارزه هستیم.این روند باید تغییر کند و به زودی تغییر خواهد نمود. "با این حال این برداشت نیز وجود دارد که تغییر مسیر واشنگتن در قبال پاکستان بیش از آن که واقعی باشد ممکن است جنبه ای صوری داشته باشد.

در سال 2014 عملیات ضرب آزاد با هدف پاکسازی مناطق قبیله ای نیمه خود مختار پاکستان از وجود طالبان انجام گردید اما متعاقباً گزارشات متعددی در زمینه انتقال عناصر شبکه حقانی از وزیرستان به کُرم سفلی منتشر گردید. گزارشات در زمینه آزادی اعضاء یک خانواده آمریکایی- کانادائی از دست گروگان گیران افراطی در آن منطقه دال بر وجود پناهگاههای شبکه حقانی توصیف شده است. در هرحال متعاقب نجات گروگان های مزبور،دونالد ترامپ از مساعدت پاکستان در این زمینه تقدیر نمود.

اکنون ممکن است این یک الگوی تکراری تلقی شود که ایالات متحده لحنی تهدید آمیز بکار می گیرد و پاکستان برای تلطیف اوضاع امتیازات کوچکی می دهد و مجدداً به همان مسیر مورد نظر خود باز می گردد.اما آیا فشار بر پاکستان تنها ظرف سه ماه به پایان رسیده است. ممکن است در واقع چنین نباشد.
از زمانی که ترامپ وارد کاخ سفید شد هیچ کس مدعی یک خط مشی باثبات سیاسی توسط وی نبوده است. توئیت امروز وی در لحن و محتوی ممکن است متفاوت از توئیت روز گذشته او باشد. ظاهراً غیر قابل پیش بینی بودن، بخشی از راهبرد کلی ترامپ است. اگر توئیت های چند ماه اخیر وی در خصوص موضوعات مختلف مطالعه شود، چرخش ها به روشنی مشاهده خواهند شد.

در هرحال در آن هنگام ژنرال جیمز متیس وزیر دفاع ایالات در خواست نمود که شانس دیگری به پاکستان داده شود. وی گفته بود: "ما قصد داریم در آینده در یک روند مشارکتی برای متوقف ساختن تروریسم در منطقه با پاکستان کار کنیم." ژنرال متیس در تاریخ سیزدهم آذرماه جاری برای گفتگو با مقامات پاکستان وارد آن کشور شد. هدف از این دیدار تبادل نظر با مقامات پاکستانی برای مقابله با شورشیان مسلح در منطقه و نیل به استقرار ثبات در افغانستان عنوان شده است. این اولین سفر متیس به پاکستان از زمانی است که وی فرمان هدایت پنتاگون را در دست گرفته است. گفته شده است که آقای متیس در نظر دارد مقامات پاکستان را برای اِعمال تدابیری قاطع جهت مقابله با ستیزه جویان مسلح تحت فشار قرار دهد. .پیش از ورود متیس به پاکستان، مایک پمپئو، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) اظهار داشته بود که وی از پاکستان خواسته است اقداماتی جدی‌ برای مقابله با ستیزه جویان در درون مرزهای خود به عمل آورد. در غیر این صورت آمریکا برای هدف قرار دادن آنها دست بکار خواهد شد. هنوز روشن نیست که در صورت اجابت این درخواست ها توسط اسلام آباد، واشنگتن چه مشوق هایی برای پاکستان در نظر گرفته است.

استنتاج در این زمینه که دولت ترامپ و پاکستان به کدام سمت خواهند رفت هنوز زود است اما این امر قابل انکار نیست که موضوعات پیچیده ای در طراحی خط مشی واشنگتن در قبال پاکستان وجود دارند. این برداشت وجود دارد که موضع سخت ترامپ در قبال پاکستان پایدار نخواهد بود زیرا نگرانی های آمریکا در خصوص ثبات هسته ای در منطقه و نیاز به حمایت پاکستان از جنگ علیه ترورریسم، گزینه های ایالات متحده در قبال پاکستان را محدود می سازد. از این جهت برای وادار ساختن پاکستان به تغییررفتارخودهمچنان برخی ابزارها دست نخورده باقی خواهند ماند.
با این وجود این باور نیز وجود دارد که فشار بر پاکستان مؤثر بوده است و در این زمینه دیدار ژنرال باجو از کابل و گفتگوها در زمینه بازگرداندن طالبان به مسیر مذاکره، مثال زده می شود. هرچند تجربیات گذشته موجب گردیده است تا این دیدار و مسائل مرتبط باآن تنها در سطحی ازاظهارات محتاطانه مورد استقبال قرار گیرند.

در عین حال دیدار باجو از تهران می تواند اشاره به کارت هایی تلقی گردد که راولپندی برای بازی در مقابل واشنگتن می تواند بکار گیرد.
این باور همواره وجود داشته است که طراحی و مدیریت سیاست های پاکستان در قبال افغانستان منحصراً در اختیار بخش های نظامی – امنیتی آن کشور قرار دارد. این مشی امنیتی به نوعی محصول فرعی پروژه های جهادی در دهه 1980 تلقی می شود که همچنان تداوم یافته است.از این جهت هرگونه تغییر معنا دار در خط مشی امنیتی پاکستان در قبال افغانستان منوط به نقش یافتن نهادهای حاکمیتی غیر نظامی آن کشور در این زمینه تلقی می گردد.
درهر حال راهبرد جدید واشنگتن در قبال افغانستان و پاکستان فی نفسه ماهیت منطقه ای منازعات در افغانستان را مورد تأکید قرار داده و می تواند تغییرات قابل توجهی در قواعد بازی منعکس سازد.

احمد رحیمی

راهبرد ترامپ در قبال افغانستان،تغییر در قواعد بازی

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

ارسال نظر

نام:*
ایمیل:*
متن نظر:
کد را وارد کنید: *
عکس خوانده نمی شود
 

پایگاه خبری تحلیلی قلم | Ghalam.info